خانه / مقالات / آسمان زرد کم عمق

آسمان زرد کم عمق

کارگردان : بهرام توكلي

نویسنده : بهرام توكلي

بازیگران : ترانه عليدوستي , صابر ابر , سحر دولتشاهي , سعيد چنگيزيان , حميدرضا آذرنگ

جوایز :

جشنواره‌ی سی و یکم فجر: برنده‌ی بهترین تدوین (بهرام دهقان)، نامزد بهترین فیلـم برداری (پیمان شآدم ان فر)، نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن (ترانه علیدوستی)، نامزد بهترین چهره پردازی (سعید ملکان)

خلاصه جریان : زوج جواني در مدتي کوتاه لحظات زندگي گذشتشان را مرور مي‌کنند اين مرور خاطرات، زندگي حالشان را تحت تاثير قرار مي‌دهد….


دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم ایرانی,دانلود فیلم ایرانی,دانلود فیلم ایرانی

.: ماجرای زنی که از دیوار رد شد :.

“اون در خرابه خانم.” اولین دیالوگ کلیدی فیلم دیدنی بعد از تیتراژ ، اولین ضربه‌ی مهلک را به مخاطب وارد می نماید .درِ سمت راست اتومبیل ی که با آن به خانه می‌آییم خراب است ؛ سالی که نکوست از بهارش پیداست…هیچ کجای این خانه رنگ تکامل به ندیده است.خانه چه استعاره عجیبی از « رابطه‌ی عشقی ».اما نه فکر نمی کنم زیر این دیوار‌های پوسیده چیزی تازه شبیه عشق مخفی باشد.ممکن است روزی اینگونه بوده اما نه هم اکنون ؛ نیز اکنون که مهران ، غزل را گم کرده است.این دیوار‌ها تنها « رابطه‌ی سست » را به خاطرمان می‌آورد رابطه‌ای که شکوهی داشته ، قبلاً…همچنان که غزل از روز‌های دور می گوید ؛ روزهایی که در آن خانه بزمی به پا بوده:”اینجا همش مهمونی بوده ها ، شلوغ پلوغ بریز بپاش.میز میچیدن از اینجا تا…اونجا ، تا دم پنجره.استخر بچه ها آب بازی…” در همان اوایل فیلم جالب سکانسی وجود دارد که غزل در حمام خلوت می گزیند و زیر دوش می ایستد گویی به یاد قدیم می افتد که روزی زیر این دوش در این حمامِ تمیز روزگار خوشی را داشته است.در همین حین در حالی که مهران در سمت دیگری از خانه مشغول کار است او شماره ای را با گوشی اش می گیرد.صوت بوق آزاد را که می شنویم تصویر کات می شود به منظره های سبز خرم ، گویا ما آنقدر مَحرم نیستیم که بدانیم چه فردی پشت خط است یا اینکه اصلا لزومی ندارد بفهمیم او کیست.اما طاقـت کنید ، مهران روی این تصاویر جریان زندگیشان را تعریف می نماید و در انتها به همین مسئله می پردازد ؛ اقطعا لا با توجه به گفته مهران کسی که پشت خط است همان روانشناس باشد. او از روانشناسی می گوید که ایده ای وحشتناک را در ذهن غزل انداخته است: “این که از بین بردن هر‌چیزی در اوج زیبا ییش قانون این طبیعته.”روانشناس کیست؟ براي چه باید چنین ایده ای را در فکر غزل رسوخ داده باشد؟آیا اصلا می توان به صحبت‌های مهران اعتماد کرد؟چه کسی در این فیلم جالب راست می گوید؟سارا ماجرای تصادف را انکار می نماید .حمید داستانی _دروغین _ جهت دعوای با سارا سرهم می نماید و تحویل مهران می دهد.روزی که مهران با غزل ارتباط می گیرد از او در مورد ‌ی اوضاع کلی می پرسد غزل به او می گوید تمام چیز خوب است _ ولی نبوده _.می دانیم که از چهار فرد اصلی فیلـم سه تای آن‌ها دروغ می گویند.با توجه به اینکه مهران حرف های ضد نقیضی در مورد ‌ی دیدن غزل از بالکن شستن دستمال خونی ارائه می دهد آیا جا ندارد که به حرف‌های مهران شک کنیم؟

ممکن است جواب دادن به این سوالات با در نظرگرفتن جهان متن “آسمان زرد کم‌عمق ” خیلی سخت نباشد.بایستی دید آیا اساسا در جهان ابزورد فیلم دیدنی جواب به این موارد اهمیت ی _ ضرورتی _ دارد؟ به ناچار می بایست کمی از فیلـم دور شویم و در مورد سبک فیلم جالب حرف کنیم: رجوع کنیم به اثر درخشان ساموئل بکت “در انتظار گودو”.ولادیمیر استراگون در ناکجا‌آبادی منتظر فردی ناشناس به نام گودو هستند .دو پیرمرد بی حوصله که در کنار درخت بی برگ با یکدیگر سر کله می‌زنند.این دو دیالوگ های زیاد ی با یکدیگر رد و بدل می کنند شخصیت ی نو وارد صحنه می شود و اتفاقاتی می افتد که هیچکدام سیر موضوعی خاصی را دنبال نمی‌کنند.در انتها پرده‌ی اول نمایش پسربچه‌‌اي وارد مي‌‌شود اعلام مي‌‌كند: “آقاي گودو امشب نمي‌‌آد ولي فردا قطعا ً.” و مي‌‌رود. استراگون ولادیمیر آماده‌ی رفتن مي‌‌شوند. يك لحظه هر دو به فكر مي‌‌افتند خودشان را بر درخت حلق‌‌آويز كنند ولی پشيمان مي‌‌شوند. بي‌‌حرکت مي‌‌مانند.ماه در انتهاي صحنه بالا مي‌‌آيد (پرده‌ی اول تمام می شود.).فرداي آن روز در همان ساعت همان مكان، ولاديمير استراگون حاضر می شوند منتظر گودو اند.تمام اتفاقات دیروز با کمی تغییر قابل چشـم پوشی دوباره تکرار می گردند.همان پسربچه‌ی پرده‌ی اول وارد مي‌‌شود.ولاديمير سعي مي‌‌كند در مورد ‌ی گودو اطلاعات بيشتري به دست آورد مي‌‌فهمد كه گودو مردی است که ريشِ سفيد دارد. پسربچه اعلام مي‌‌كند كه “گودو امشب نمي‌‌آد اما فردا قطعا ً.” و می‌رود.استراگون و ولادیمیر آماده‌ی رفتن مي‌‌شوند.يك لحظه هر دو به فكر مي‌‌افتند خودشان را بر درخت حلق‌‌آويز كنند ولی پشيمان مي‌‌شوند.بي‌‌حرکت مي‌‌مانند.ماه در انتهاي صحنه بالا مي‌‌آيد (نمایش تمام می‌شود.).بله درست است این دو نفر سالیان سال است که هر روز می‌آیند اینجا و می‌نشینند منتظر گودو ، یک فرد ناشناس و گنگ.حال به روشنی پیداست که “در انتظار گودو” اثری نیست که نیازمند نقد تک تک دیالوگ‌هایش باشیم.چیزی که اینجا کلیدی به نظر می‌آید مفهوم کلی است.بر ما روشن نیست که چگونه گیم ولادیمیر با کلاهش و حرف های مهمل او با استراگون در انتها بدل به عمیق‌ترین مفاهیم ممکنه می‌گردند.تنها چیزی که می توان گفت این است که این دیالوگ‌ها به تنهایی فاقد اهمیت هستند ولی در عین حال چنانچه کلمه ای از آن‌ها حذف گردد به کلیت نمایشنامه نقصی مهم عارض می‌شود.

حال زمانی که دیالوگ‌های بی مفهوم این دو پیرمرد تبدیل به پیچیده‌ترین مفهوم ها ابزوردیسم می‌گردند آیا جایی برای طرح پرسشها ی که در بالا رفت می‌ماند؟!در “آسمان زرد کم‌عمق” پاره ای از پرسشها وجود دارند که نیازمند پاسخ تشریح نیستند.آن‌ها عمداً جهت ایجاد ابهام در فیلم زیبا بی جواب مانده اند.در “آسمان زرد کم‌عمق” فرم تاثیر با محتوایش همسو نیست بلکه این دو یکی هستند (که همین مساله “آسمان زرد کم‌عمق” را تبدیل به فیلـم ی خاصّ می نماید و عموم مخاطبان را پس می‌زند که بحث در مورد آن از اهداف این نوشته نیست).این بدان مفهوم است که ما بنا به ضرورت مفهوم فیلـم تغییراتی را مستقیماً در فرم روایی مشاهده می‌کنیم.شرح همه‌ی این تغییرات به مطلبی خیلی طویل می انجامد که مجالی دیگر می طلبد _ به عنوان مثال بازی بازیگران به خصوص ترانه‌ی علیدوستی موسیقی اثر ، تدوین خیلی غیرخطی این فیلم زیبا و طراحی صحنه آن چنان تغییرات شگفت آور و هوشمندانه‌ای را به خود دیده اند که بحث در مورد ‌شان بسیار زیاد مفصل است و از حدود این نوشته خارج ممکن است بعدها نوشته را با اضافه کردن شرح جوانب دیگر کامل کردم _ .من فقط در مورد ‌ی بی‌جواب ماندن پرسشها ی در فیلم جالب از قبیل آنچه که ذکر شده(روانشناس کیست؟چرا باید چنین ایده ای را در فکر غزل رسوخ داده باشد؟ اصلا می توان به صحبت‌های مهران اعتماد کرد؟ و…) از شرح یک نمونه از این تغییرات در فرم تاثیر مصرف می‌کنم:در بین سکانس تکان‌دهنده‌‌ای که مهران و غزل در بالکن خانه اند غزل ، مهران را مورد سوال قرار می دهد که:”من الان از پایین اومدم اینجا سه دقیقه طول کشید.تو میگی داشتی باطری چراغ قوه رو عوض می‌کردی ، مگه یه باطری عوض کردن چقد طول می‌کشه؟” یک دیالوگ مهم گنجانده شده است.مهران در مورد ‌ی موزیک که صبح روز اول ، غزل در راهرو گذاشته بود حرف می نماید می گوید:”چرا میخوای همواره چیزای بدو یه جوری یاد آدم بیاری؟” که این همان دیالوگ مورد نظر است.جدای از اینکه با تذکر به آن می‌توان نتایج حیرت‌آوری در مورد فرد غزل و این رفتار او گرفت ، از آن مفهومی راهگشا در مورد فرم اثر دریافت می شود که آن « سعی مهران بر فراموش کردن تصادف » است.او از رها کردن کارش می گوید از بیرون آمدن غزل از مهد ، از اینکه هرکاری می کنند تا آن خاطرات از یادشان برود.حال با کنار گذاشتن این مطلب اینکه مهران راوی جریان است به آسانی معین می شود که جهت چه جواب زیاد سوالات را نمی توان با آنچه به ما نشان داده شده است فهمید.در “آسمان زرد کم‌عمق” بخش هایی از فیلم زیبا معین ا حذف گردیده اند چنانکه ما روانشناس را نمی بینیم ، مجلس عروسی حمید را ، تصادف با موتوری را ، تصادف غزل و خانواده‌اش را ، گل زدن اتومبیل حمید را قدیم ‌ی این خانه را ، دعوای مهران با طلبکار‌ها را ، مهد کوچولو غزل را ، صاحبخانه ای که حرفش می‌رود را نمی بینیم…و این بدان دلیل است که مهران می خواهد قدیم را فراموش نماید ؛ پس او رفیق ندارد که این‌ها را به ما نشان دهد.اما بحث اینجاست که «او در فراموش کردن قدیم ناتوان است » و همواره حرف آن قدیم لعنتی وجود دارد ؛ به همین ترتیب ما گرچه صحنه هایی از فیلـم را « نمی‌بینیم » ولی آنان را از زبان مهران «می‌شنویم». گویی همواره باید این قدیم لعنتی وجود داشته باشد تا این دو نفر زندگی عادیشان تبدیل به همین شود همانگونه که غزل می‌گوید:”زندگی عادی من همینه…”.این تغییر غیرمعمول در فرم سینمای ی باعث می شود که ابهامی چشم گیر همه فیلم دیدنی را فراگیرد ، ابهامی که توکلی تمام تلاش خودرابه کار بسته تا به وجود آوردش و کاملا در این کار موفق بوده است.”آسمان زرد کم‌عمق” همان فیلم جالب ی است که او میخواسته ، دارای همان محیط موهوم و مبهمی که در شعرش بیان می نماید ، فضای ی که به ضرورت و صلاحدید کارگردان به وجود آمده ما هرچه در رمزگشایی آن بکوشیم بیهوده غلط است.هیچ چیز معین نیست و نمی بایست باشد کجای زندگی این دو واضح است؟تنها چیزی که از این دو میدانیم کلیت است ؛ نه می‌فهمیم واقعا غزل یک هیولا است و نه متوجه می شویم که مهران عاشق واقعی غزل.فرد های این فیلم زیبا خاکستری نیستند این ها در هاله ای از ابهام قرار دارند تا ما را به استیصال بکشانند.فیلم دیدنی دایره‌ی تقدیری را به نمایش می‌گذارد که علاوه بر اینکه از آن گریزی نیست هیچ فهمی از آن نداریم.ما عاجزیم از آنکه جزئیات « آرام گنگ » را ارزیابی کنیم.ما تنها می توانیم نگاه کنیم به جهان مریض گنگ غزل مهران که دوّار است آغاز و پایانی ندارد.ما در ذهن مهران چرخ می‌زنیم و باز به ابتدای کار می‌رسیم.اتفاقاتی که افتاده در عین آسانی _ کم‌عمق _ غیر قابل باور گنگ _ زرد _ است.نفس نفس زدن غزل را می شنویم حال می‌دانیم که او جهان پر از ابعاد ناشناخته _ آسمان _ است. ما « فقط نگاه می‌کنیم » به آسمان زرد کم‌عمق ، به غزل…کارگردان: بهرام عظيمي

بازيگران: هديه تهراني، بهرام رادان، مهران مديري، گوهر خيرانديش، مهتاب نصيرپور، حبيب رضايي، حسام نواب صفوي و مرحوم محسن رسول‌اف، تهيه‌كننده: مؤسسه نسل انديشه، عبدالحسين ابولحسني

دانلود فیلم ایرانی

– حاشيه های فیلم زیبا (کافه سینما):

– بهرام عظيمي را بيشتر با انيميشن هايي كه جهت راهنمايي رانندگي ساخته مي شناسيم

– چند سال پيش تصميم گرفت يك انيميشن بلند سينمايي با ستارگان سينما بسازد.

– كاركترهاي كارتوني ستاره هاي سينماي ايران در اين فيلم ساخته شده

– به تهیه كنندگی سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران ساخته شده

– اين نخستین فیلم جذاب تمام کارتون ایرانی است كه درآن بازیگران زنده تبدیل به كاراكتر انیمیشن زیبا شده‌اند و به جای خودشان هم حرف می‌كنند.

– نقطه شروع این پروژه درست به ۳ سال پیش در چنین روزهایی برمی‌گردد كه بهرام زیادی به‌عنوان مدیر خانه کارتون در سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران مشغول به كار شد. او در همان برای نخستین بار ایده تهیه یك فیلم جذاب یا داستانی بلند انیمیشن زیبا با حضـور بازیگران بیان سینما تلویزیون را با مدیران این سازمان بیان كرد كه خیلی مورد توجه قرار گرفت به‌عنوان نخستین گام، طرح تهیه پروگرام «صندلی داغ» به‌صورت کارتون ، در قالب طنز در بخش ‌های ۶-۵ دقیقه‌ای را به روابط عمومی این سازمان داد كه در دست تصویب قرار گرفت.حتی احمد نجفی(مجری پروگرام ) پذیرفته بود كه كاراكتر او به‌صورت انیمیشن زیبا ساخته شود خودش هم به جای خودش دوبله كند. ولی مشكل، مهمانان پروگرام بودند كه طیف مختلف ی از سیاستمداران همچون وزرا، نمایندگان مجلس و چهره‌های مشهور هنری ورزشی را حاوی می‌شدند چون قرار بود از عکس آنها كاراكتر انیمیشن زیبا ی ساخته شود و یك دوبلور هم به جایشان حرف كند. هدف، شوخی با این مهمانان با تذکر به حوزه كاری آنها بود ولی ممکن است فقط ۱۰درصد افراد ظرفیت چنین شوخی‌هایی را داشتند بقیه ممكن بود فكر كنند مسخره می‌شوند، پس كار به نتیجه نرسید.(همشهري)

– با حضـور مدیران فعلی سازمان فرهنگی- هنری شهرداری، فكر تهیه کارتون جالب بلندی در مورد آینده تهران در سال ۱۵۰۰ با مصرف از بازیگران سرشناس جدی‌تر شد ولی به‌دلیل هزینه سنگین قرار شد بخش خصوصی تا ۴۰ درصد در تهیه این كار مشاركت كند. نهایتاً قرارداد تهیه تهران ۱۵۰۰ در تاریخ ۲۴ مهر ۸۷ امضا و كار به‌صورت رسمی شروع شد.

– فیلم جالب نامه كه آذر ۸۷ كامل شد با توجه به سلیقه، ویژگیها اخلاقی رفتاری مردم ایران و همچنین توقعات آنها از سینما نوشته شده بود. پس انواع بحث‌های اجتماعی، شوخی‌های روزمره، تكیه‌كلام و… در آن وجود دارد. اما قرار بود ضمن حفظ ساختار طنز داستان، موارد ی از عبارت فضای شهری، اخلاق اجتماعی و موارد شهروندی درآن در نظر گرفته شود.

– فیلم زیبا نامه اصلی در واقع استوری‌بورد و حاوی ۲هزار تصویر است كه بوسیله مانی وطن رفیق طراحی می‌شود. ولی تمام طراحی‌های این كار از سوزن تا آسمان‌خراش!‌ توسط حمید بهرامی انجام شده كه تخصصش در زمینه‌های انیمیشن ، كاریكاتور طراحی است.ضمن اينكه پيمان معادي به عنوان مشاور فيلمنامه اين فيلم همکاری داشته.(همشهري)

– با تلاش بیش از ۲۵۰ نفر از هنرمندان کشور در تخصص های مختلف، تهیه کارتون جالب TV ی «تهران ۱۵۰۰» به کارگردانی «بهرام عظیمی» بعد از چهار سال بالاخره به انتها رسید.و ستاره هاي اين فيلم به جاي كاركترهاي كارتوني شان حرف كردند

– مهران مديري در اين فيلم نقش يك پيرمرد ۱۵۰ ساله را بازي مي كند در آستانه مرگ از نوه‌اش (هدیه تهرانی) ـ که در کره‌ی ماه درس می‌خواند ـ می‌خواهد به زمین برگردد اوّل ازدواج نماید و بعد مدرکی را پیدا نماید مبنی جهت ن‌که او در دهه‌ی ۱۳۶۰ در نمایش‌های سیاه‌گیم حضـور داشته است. اکبر این گواهی را می‌خواهد برای این‌که آرزویش این است که در قطعه‌ی هنرمندان به‌ خاک سپرده شود. نوه او با ورود به ايران گرفتار دردسرهاي شهر تهران در چند دهه بعد مي‌شود يك راننده تاكسي جوان (بهرام رادان) سخت گرفتار عشق اين خانم …

– در بخشي از تهران ۱۵۰۰ بهرام عظيمي جايزه اسكار جدايي نادر از سيمين را نشان مي دهد!

-تهران ۱۵۰۰ با اين كه قابليت رقابت با بقيه فيلم ها به دليل انيميشن بودن ندارد از بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره سي ام كنار گداشته شد.

– بهرام عظيمي در واكنش به پذيرفته نشدن اين فيلم در بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره فجر گفت: ه اعتقاد من انیمیشن زیبا “تهران ۱۵۰۰” در زیاد ی از رشته‌های تلویزیون ی یک اتفاق است؛ به‌عنوان مثال در بحث طراحی صحنه باید این فیلم دیدنی را دید جهت چه که تمام صحنه‌هایی که در این فیلـم انمیشین دیده می‌شود به هیچ عنوان وجود نداشت، تمام این صحنه‌ها در درجه نخست تنها ایده بوده بعد این ایده طراحی شده به وهله فیلـم برداری رسیده‌است. از همین‌رو فیلم جالب “تهران ۱۵۰۰” حاصل تخیل تیم است که از هیچ فیلم زیبا ساخته‌اند به همین بایستی در بخش مسابقه TV ایران حضـور می‌داشت.

***********************************

نقد و نقد فیلم جذاب

شبنم سیدمجیدی

بهرام زیادی با تهیه سری کارتون جالب های تبلیغاتی سازمان حمل نقل ترافیک شهرداری که به نام فرد اصلی آن ها به مفهومسیاساکتی زیاد دیده شده شد، شناخته شد در واقع انیمیشن «تهران ۱۵۰۰» اولین فیلـم بلند او در مقام کارگردان و فیلم زیبا نامه نویس به حساب می آید که زیادی تولید آن را از حدود چهار سال پیش شروع کرد.جریان «تهران ۱۵۰۰» همان گونه که از نام آن پیداست در سال ۱۵۰۰ هجری شمسی جایی که ربات ها تمام جا را گرفته اند و اتومبیل ها پرواز می کنند و … می گذرد. نازی (هدیه تهرانی) که برای تحصیل به ماه رفته است به درخواست پدربزرگ ۱۶۰ ساله اش (مهران مدیری) به زمین بازمی گردد تا مراسم کفن و دفن پدربزرگ را که طبق قانون بیشتر از ۱۶۰ سال نمی بایست زندگی نماید ، ساماندهی نماید . جواد (بهرام رادان) راننده تاکسی است که در دام عشق نازی گرفتار می شود و بایستی دیگر رقبا را از سر راه کنار بزند. جریان فیلم دیدنی از همان نوع کمدی رمانتیک های آسان ای است که پسر فقیر عاشق یک دختر پولدار می شود و کمی پیچش های عشقی ـ مثلثی دارد و در انتها اسطوره داستان به یک دختر محبوبش می رسد.فیلم جالب پر است از شو خی های جالب: از شوخی با فیلم جذاب سازان معاصر ایرانی که عکسشان را در موزه گذاشته اند، بگیرید تا شوخی با قوت انتظامی گشت ارشاد که در سال ۱۵۰۰ با پیشرفت های وسایل حمل و نقل سیسـتم های جاسوسی (اقطعا لاً!) کافی است تا دختر و پسری نزدیک بنشینند تا همان لحظه گشت ارشاد جلویشان سبز شود ازشان بخواهد فاصله ایمنی را رعایت کنند!زیادی در کارتون خود، از شوخی با فرهنگ ایرانی هم نمی گذرد. فرهنگی که حتی در زمانی که تمام چیز مدرن شده تکنولوژی تمام جا را فراگرفته سنت های را حفظ کرده است. فرهنگی که در آن در بین بزرگراه های هوایی اتومبیل های پرنده وآسمان خراش های بسیار زیاد مثل برج میلاد، همچنان صوت اذان از گلدسته مساجد آن شنیده می شود. فرهنگی که دامن کوتاه را حتی برای ربات ها نیز مناسب نمی داند. فرهنگی که پسران آن هنوز هم غیرتی متعصب هستند . فرهنگی که با وجود انواع غذاهای عجیب مثل پیتزا مرموز هنوز هم به دنبال گوشت کوب الکترونیکی است و بسياري مثال های از این دست.یکی از بهترین شوخی های فیلم جذاب با عباس کیارستمی نوع نگاهش و فیلم جالب سازی اش است که هر سلیقه ای آن را نمی پسندد و بسیار زیاد ها از آن سردر نمی آورند و فقط به به چه چه می کنند! همزمانی اکران فیلم جالب شیرین کیارستمی با پخش تهران ۱۵۰۰ در جشنواره فیلم جالب فجر می تواند جذاب باشد.تهران ۱۵۰۰ خلاقیت های خیلی ی دارد مثل استفاده از چهره های معروف TV ی به جای فرد های کارتونی. زیادی در این مورد می گوید جهت آن که بتواند چهره بازیگران و حرکاتشان را به درستی به صورت انیمیشن در آورد به همراه گروهش تمام فیلم جذاب های آن ها را تماشا کرده است تا نتیجه کار به واقعیت نزدیک شود که باید گفت در این زمینه خوب بوده است.

این کارتون با آن که بیشتر از این که به جریان فیلم جذاب بپردازد، خیلی از زمان خود را صرف شناساندن سال ۱۵۰۰ و تغییرات آن زمان می نماید ، ولی به عنوان یک انیمیشن زیبا ایرانی کار زیاد قابل قبولی است که چنانچه چه با غول های انیمیشن زیبا سازی بزرگ با قدمت مثل پیکسار و والت دیزنی قابل مقایسه نیست (و قصد ما هم مقایسه با آن ها نیست) اما در حد اندازه های صنعت انیمیشن زیبا ایران فیلم جالب باکیفیتی است که می توان از دیدن آن لذت برد. فیلـم ، اولین کار بلند بهرام زیادی است و خود او هم معترف است که زیاد جاهایش می لنگد اما با وجود موارد بسياري که داشته، همین قدر در توانش بوده است.

این تلاش عظیمی ۲۷۰ نفری که به او در این کار یاری رساندند، قابل ستایش است و قطعاً تهران ۱۵۰۰ گام بلندی در صنعت انیمیشن ایران است.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

خلاصه داستان سریال پر ستاره عاشقانه

در این مطلب میکوشیم تا شما سروران گرامی را با سریال بسیار زیبای عاشقانه کاری …